تبلیغات
. - حتما بخونید
درباره ما
آخرین مطالب
لینکستان
امكانات جانبی

میخاستم میلاد مولا رو تبریک بگم.خیلی دنبال شعر زیبا می گشتم که رسیدم به...

اگر براتون تکراری هم هست به چند بار خوندنش می ارزه...

 

پادشاه دل رعیت بود، پادشاهی که پایتخت نداشت

عزت و شوکتش الهی بود، احتیاجی به تاج وتخت نداشت


پادشاهی که درد مردم داشت، لحظه ای خاطری فراخ نداشت

سلطنت بنده مرامش بود، پادشاهی که قصر وکاخ نداشت


هرکه آمد اسیر زلفش شد، هرکه آمد خیال رفت نداشت

عالمی ریزه خوار فضلش بود، پادشاهی که چاه نفت نداشت


پادشاهی که نان جو میخورد، به غلامان نگاه رافت داشت

پادشاهی که پینه زد دستش، کندن چاه بس که زحمت داشت


با اسیر وفقیر ودرمانده، بهتر از دوست گفتگو می کرد

تازه با اینکه قنبری هم داشت، جامه اش را خودش رفو می کرد


پادشاهی که از شجاعت هاش، هر سپاهی عظیم می لرزید

کیسه بر دوش نیمه شب می رفت، چون ز آه یتیم می ترسید


حرفی از فرش آن چنانی نیست، به حصیری علی قناعت کرد

دشمن و دوست تا ابد گویند، با عدالت علی خلافت کرد


ماجرای عقیل در تاریخ، سند محکم عدالت هاش

مثل خاری به چشم اعراب است، با عجم الفت و رفاقت هاش


هرچه داریم از علی داریم، عزتی هست اگر علی داده

گندم ری حرام منکرهاش، برکتی هست اگر علی داده



کاش ما از علی بیاموزیم، که سیاست دغل نمی خواهد

تا علی هست مملکت داری، این همه راه حل نمی خواهد



راه و رسم حکومتش میگفت، به دروغ وریا نیازی نیست

اصل جنگ جمل سر این بود، که علی اهل حزب بازی نیست
:


به علی پشت کرد ورفت که رفت، در سرش هرکه فکر آتیه داشت

غربت وبی کسی سزای علی است، وام های کلان معاویه داشت

وحید قاسمی




ن : محسن فتوحی اردکانی
ت : دوشنبه 22 اردیبهشت 1393
نویسندگان
آرشیو مطالب
امكانات جانبی

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید